همون طور که قبلا گفتم
این وبلاگ دیگه به روز نمیشه
این آدرسه وب جدیدمه
بیای پیشم خوشحال میشم
منتظر نفس گرمت هستم
یا علی
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
به همه ی دوستای خوبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
که توو این مدت همیشه بهم لطــــــــــــــــــــــــــف داشتن
مرسی به خاطر همه ی اومدن هاتون و نیـــومَدن هاتون
توو این مدت دوستای زیادی پیدا کردم وچیــــزای زیادی
ازتون یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد گرفتم
شماها بهم یاد دادین که توو نت نباید هیچ حرفــــــــی رو
جدی گرفت و توو این دنیای مجازی باید سنــــــــــــگ بود
تا دَووم آورد،یاد گرفتم که اینــــــــــــــــــــــجا همه به هم
"دروغ" می گن و حرفای راست هیچکـــــــــی رو
نباید باور کرد **اینا همیشه یــــــــــــــــــادم می مونه**
این وبلاگه "مزخرف" امروز که نــــــــــــــــــــــه
امشب برای همیشه تعطیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل می شه
حذفش نمی کنم ولی دیـــــــــــــــــــــــــگه به روز نمی شه
راستش من این تصمیمو همین چند دقیــــقه ی پیش گرفتم
می دونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
ممکنه فردا پشیمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون بشم
ولــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
اون فردا به این زودی هــــــــــــــــــــــــــــــــــا نمی رسه...!!!
و چند کلمه واسه اونی که از نت فراریم داد:
همیشه دوسِت داشتم و هنوزم دارم
کاشکی زودتر بزرگ شی
اون وقت کلی به این رفتارات می خندی
برات بهترین آرزو ها رو دارم ...
شاید جایـــــــــــــــــــــــــی دیگه
و
وبلاگی دیــــــــــــــــــــــــــــــــگه
دوستتـــــــــــــــــــــــــــــون دارم
و دلم برای همتون تنگ می شــه
*التماسه دعا*
*********************************************
دلم نداشــــــــــــت
هیچ چشمداشــــــــــــــت
نداشـــــــــــــــــــــــــــــت
دلت چه زود معامله ی عـشق را
به هــــــــــــــــــــــــم زد
داشـــــــــــــــــــــــــــــت؟؟
چقدر سود داشــــــت؟

در موتور خانه . . .
در موتور خانه . . .
در موتور خانه دست های تورا
در موتور خانه چشم های تو را
در موتور خانه من تو را دارم
صندلی های درهم و برهم
رفته تا سقف تکیه بر دیوار
یادِ تو
لا به لایشان خواب است
می شود با نگاه من بیدار
می پرد هر طرف به هر گوشه
این دلِ بی شکیبِ دیوانه
نردبانِ همیشگی خواب است
گوشه ی خلوت موتور خانه
یاد آن روز های خوب بخیر
یاد آن روزها که سرپا بود
قامتش می رسید تا گوش ات
دل همیشه به گوش من می خواند
روزی از نردبانِ رویا ها
می رساند مرا به آغوشت
پیش نعشِ شکسته ی گلدان
ریخته تکه تکه گِلِ نمدار
رویشان اسم کوچکت را:
گُـــــــــــــــــــل
می نویسم
هزار و سیصد بار
تن نرم کلید می لغزد
زیر انگشتهای خاموشم
از هواکش صدای خنده ی تو
می چکد چکه چکه در گوشم
ناگهان دل به سرفه می افتد
دستِ در می شود به پایین خم
می برد با خودش حضورِ تو را
تک تکِ ناله های این لولا
با سر انگشتهای خشک هوا
آه . . .
*رویا تو باز اینجایی؟
دیر شد زودتر بیا بالا
بازم اس اس آسیا یی سرور قرمزایی![]()
***************************************************

ساعت سه است...
سه و چهار دقیقه...
سی و چهار دقیقه...
چهار...
پنج...
شش...
دوازده...
یک ...
دو...
سه...
شب است...
کسی که گفته بود زنگ می زند نزد
چقدر بد...
شب است...
تو نیستی ...
من است...
تنی که در تب است...
سلام به همه ی دوستای گلم...
امیدوارم مهمونیه خدا به همتون خوش بگذره
منو هم تو دعاهاتون فراموش نکنین

اتاق من
همیشه نمی خوابید
نه این که مثل هر کس دیگر
ستاره بشمارَد
اتاق من
تا صبح
خدا خدا می کرد
که صبح سهم پنجره اش را
کنار بگذارد
و صبح
سهم پنجره را شب کرد
خدای من
شب شد
اتاق من تب کرد
و ذره ذره ذره
خودش را خورد
اتاق من غم داشت
اتاق من همیشه تو را کم داشت...



در ۹ مرداد۱۳۶۵ دنیا صدای گریه ی طفلی
را شنید که امروز تنها بهانه واسه خندوندن باباییشه
تولدم مبارک


منت سر تقویما گذاشتم و تابستونو خجالت دادم
و مرداد و سر
فراز کردم و نهمین روز اونو تا ابد شرمنده ی خودم کردم
وبقیه روزا رو حسرت به دل گذاشتم
(وایییییییییی چقد واس خودم نوشابه وا کردم)









حالا همه دست![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تولد تولد تولدم مبارک
مبارک مبارک تولدم مبارک

هامون.....هامون.....هامون....مگه میشه دوباره صداتو نشنید ؟؟

برای شناختنم![]()
عکسم را مچاله کن!
می دانم ساعتی دیگر![]()
بر بال ملائک سوار خواهی شد![]()
پشت سرت آب نمی ریزم
که برای برگشتن نمی روی![]()
کاش کوچه تا بی نهایت مستقیم می رفت![]()
تا تصویرت بیشتر در چشمانم مکث می کرد![]()
اما تا دو قدم دیگر کوچه در جهت![]()
خلاف آرزوهایم خواهد پیچید![]()
این آخرین باریست که تصویرت را![]()
بدون قاب خواهم دید![]()
لعنت به هرچه عینک بی محل![]()
حالا چه وقت اشک آلود شدن بود؟![]()
در یک قدمی خیانت کوچه![]()
اشکهای عینکم را پاک می کنم![]()
نگاه می کنم......از میان تصویر تو و اشک![]()
یکی برای همیشه رفته![]()
یکی برای همیشه مانده.....!!!!

پدر دلسوز خواهران غریب ، پدر خوانده ی فیلم حکم،
دکتر پیر و فرتوت رئیس،راننده ی اتوبوس شب
هامون جاودان سینمای ایران خسرو شکیبائی
بامداد امروز بر اثر عارضه ی سرطان کبد به
دیار باقی شتافت.
روحش شاد ویادش جاودانه...![]()
![]()
![]()
امشب از اون شباست كه ميتونم واست هرچي دلم خواست آرزو كنم !!!! ![]()
اما فقط يكي گفتم٫ شايد سلامتي واسه همه عمر مي خواي![]()
شايد دلت مي خواد خوشبخت باشي.![]()
شايد مي خواي واسه خودت كسي بشي.
شايدم مي خواي به اوني كه خودت مي دوني برسي.
گفتم شايد مي خواي .............![]()
راستش خيلي فكر كردم ديدم بهترين آرزوي من واسه تو: همون
بهترين آرزويي هست كه تو داري الان بهش فكر مي كني پس
خداجونمممممممممممممم ،فدات كار اين بندت رو راه بنداز.![]()

این شب جمعه - لیله الرغائب یا همون شب آرزوها بقول خودمون - برای من که خیلی وقته رفرش نکرد م یه رفرش اساسیه و خونه تکونی ای که خیلی وقت قبل باید انجام می شد و نشده .
یکی از حسای قشنگ دنیا اینه که بفمهمی یکی به دعاهای تو ایمان داره!
شبِ آرزوها. اومد! اگه دلتون گرفت و آرزویی کردید منو هم یادتون نره!
و ثبت میکنم تا یادم نره زندگی مجموعه ی تمام آرزوهاییه که داشتم ولی نتونستم بهشون برسم، و اونایی که خواستم و بهشون رسیدم
آرزو میکنم، یادم نره اومدنم به این دنیا واسه چیه؟ و رفتنم خیلی زودتر از اون چیزی ِ که بشه پلک زد!
هرچی آرزوی خوبه مال تو...
خبر آرام در صدایت ریخت،ناگهان شانه هات لرزیدند
شاخه های گیاهی آهسته بر گلوی اتاق پیچیدند
چشمها را کلافه ومبهوت،پشت هم بازوبسته می کردی
روی مرطوب گونه ات آرام قطره هایی درشت غلتیدند
صبح تاریک وسرد بهمن ماه،از دهانها بخار می آمد
مرده ها را به نوبت انگاری،توی غسالخانه می چیدند
چشم بی اعتنا و غمگینت،پشت دیوارها نمی دیدند
مثل تازه عروسها وقتی پیکرم را سپید پیچیدند
بعد از آن دست دیگری آمد،پلک سنگین وخیس من را بست
چشمهای تو دیگر از امروز گریه های مرا نمی دیدند
زیر سنگینی لحد انگار،دلم از ترس و غصه می ترکید
مشتی از خاکهای بی وقفه توی آغوش باد رقصیدند
هی سرت داد می زدم برگرد،من از این گور سرد می ترسم
گوشهایت چقدر کر شده بود،حرفهای مرا نفهمیدند
گریه های تو کلافه ام می کرد،ناله هایم بلند تر شده بود
اسکلتهای پیشکسوت تر به من وناله هام خندیدند
هق هق تو شدید تر می شد،بدنت مثل بید می لرزید
مثل سریالهای تکراری ابرها بی دلیل باریدند
چون روال همیشگی هر کس سوره هی خواند ودور شد از من
دستهایی فشرد دستت را،صورتت را سه بار بوسیدند
توی پیراهن سیاهت تو مثل یک تکه ماه می ماندی
مردمکهای خیس وبراقت،مثل الماس می درخشیدند
هم دلم تنگ می شود بی تو،هم از این گور سرد می ترسم
چه کسی گفت مرگ آزادیست؟زیر این خاک که نخوابیدند
شهر متروک وسرد بهمن ماه،سایه ای روی ماه می لرزید
عقربکها هزار وچندین دور،روی هم مثل باد چرخیدند
مثل هر پنج شنبه می آیی،من به پایان رسیده ام کم کم
شانه های تکیده ام اینجا،زیر باران وبرف پوسیدند
رشت یا ابریست یا باران مثل نفرین مدام می بارد
روی این شهر لعنتی انگار خاک سنگین مرده پاشیدند...!
حق ندارد بهانه بگیرد/ دختری که عروسک ندارد
نه ندارم،پدر راست می گفت/او به حرف پدر شک ندارد
دخترم خسته ام چند بخش است؟/باز هم کفر بابا در آمد
او نمیفهمد این حرفها را/او که یک قلب کوچک ندارد
یاد روز نمایش که افتاد/باز هم صورتش سرخ تر شد
۰۰من بیایم؟اجازه...اجازه؟۰۰/نه لباس تو پولک ندارد
رادیو،قبض برق و اجاره/ماه لالا و خورشید لالا
برق آمد و او خواب می دید/باز برنامه کودک ندارد
صبح فردا،خیابان،بهانه/دختر بد تو دیگر بزرگی
لج نکن اه،ببین آن یکی هم/مثل تو بادبادک ندارد
باید از او عروسک بگیرم/باید این را بخواهد......ولی نه
توی گوشش یکی گفت: مادر/چند سال است عینک ندارد
دخترم خسته ام چند بخش است؟/ها؟/هجی کن/به قرآن
نـــــــــــــــــــــــــــــــــــ / د / ا / ر / مـــــــــــــــــــــــــــــــ
نقطه.ای آسمان سه ساله/بی تو اینجا چکاوک ندارد
لای لالا امیدم.بهارم/گریه نه...نه...تو باید بخوابی
در مزار غریبی که دیگر/شیشه های مشبک ندارد
این طرف پله های سیاست/آن طرف میزهای ریاست
و پدر که به من گفته حتی/پول یک نان سنگک ندارد
باید او بشکند قلکش را/تا برای پدر گل بگیرد
چند شب بعد....بابا که آمد/یادش آمد که قلک ندارد
آه بیدار هستی عزیزم؟/لای لا لای لا لای لا لا
حق ندارد بهانه بگیرد/دختری که عروسک نه...........دارد...!!!
سري چهارم پرستاران دارد برايمان پخش ميشود
درحالي كه استرالياييها سري نهم آن را بدون حضور
تري و ميچ و بقيه دارند ميبينند.
سهشنبه شبها، تلويزيون قرق يك سريال استراليايي است.
پرستاران با نام اصلي «all saints»، حدود سه سال است
كه تقريبا به طور مرتب روي آنتن شبكه 1 ميرود و با بيشتر
از 120 قسمتي كه تا به حال پخش شده، يكي از طولانيترين
سريالهاي خارجي است كه تا به حال ديدهايم.
جالب است كه اين سريال در خود استراليا هم سهشنبه
شبها پخش ميشود. هشت سال است كانال هفت
تلويزيون استراليا، ميزبان «all saints» است و تا به حال
حدود چهارصد قسمت از آن را استرالياييها ديدهاند.
ماجراهاي سريال در بخش 17 بيمارستان دولتي
«all saints» در غرب سيدني اتفاق ميافتد.
بيمارستاني كه اصلا وجود خارجي ندارد.
ولي لوكيشنهاي اين سريال در بيمارستانهاي
كنكورد و هورنس (مهمترين بيمارستان سيدني) قرار دارد.
همه كارة اين سريال جان هولمز است كه دو كارگردان
و يك گروه بزرگ نويسنده، او را در ساخت اين سريال همراهي ميكنند.
[Only registered and activated users can see links]
فعلا هم 9 سري از اين مجموعه را ساختهاند.
البته ما پس از سه سال پخش اين سريال در تلويزيون خودمان
، تازه به سري چهارم اين مجموعه رسيدهايم كه
محصول سال 2001 است.
البته سازندههاي سريال براي اينكه حسابي تنوع ايجاد كنند
در سري جديد كه از سال2005 پخش شده،
يك خانهتكاني اساسي به پرستاران دادهاند
و كلي بازيگر را عوض كردهاند و لوكيشن بخش17
را هم به هم زدهاند.
از بين بازيگرهايي كه داريم الان ميبينيم فقط «وان»
باقي مانده است! فكرش را بكنيد، اسم بخش17 بدون
تري و ميچ و براون را باز هم ميشود گذاشت پرستاران؟

ادامه مطلب

عیـــــــــــــــد نـــــــوروز![]()


![]()
* نیایش نوروز *
ای خدای که از برترین برتریها به برترین برتری
. برتری.به تو نماز آوریم .به تو نیاز آوریم.
تا هرآن کس که سالها بر او گذشته و در
آستان سالی نو به پیشگاه پر شکوه تو
برپاست.به بزرگی خود.به آن شگرف نیروی
خود را هبر شوی
تا رخ نپوشی تو ای برترین بزرگ ای
زورمندترین توانا ای زیباترین هستی
که چون تو رخ پوشی دیگر ما خود نبینیم.
ای زهر چه برتر .تو خودمایی که خدایی
تو خدایی که خود مایی.
تو رخ پوشی چه باشیم.چو رخ پوشیم
چه باشی.
بی تو نه بزرگی هست که بزرگترین
نیست.نه زیبایی هست که زیباترین نیست
.نه راستی هست که راسترین نیست.
خدا با ما باش .توهمه چیزی باش
که چیزی باشیم.![]()
![]()
![]()



![]()
![]()





التماسه دعا 



